«يعقوب ميرنهاد»

اعدام شد.

این چیزی است که به من و تو می گویند. دیگر هیچ نمی گویند. نمی گویند چرا دستگیر شد ، کجا محاکمه شد ، جرمش چه بود ، چه کاره بود ؟ این همه سوال اصلا ممکن است به ذهنت هم نرسد! تو فقط می فهمی که یک بی گناه دیگر ، در این رژیم جبار و ستمگر اعدام شد!

(البته از بیگناهان قبلی که اعدام شدند هیچ گونه اطلاعاتی در دست نیست ، حتی این که وجود خارجی داشتند یا نه؟)

************

یک نگاهی به اطراف کشورمان ایران بیندازیم.

به مغربش. آمریکا حالا دیگر در عراق جا افتاده است و با پر رویی تمام اعلام می کند که حتی قصد اعلام برنامه ی زمانی خروج از عراق را هم ندارد. شیعیان شهرک صدر هر روز تعدادشان کمتر می شود. متفکران و استادان دانشگاههای عراق ترور شدند.

ترکیه ، یا یک غمزه ی ابر قدرت از خود بی خود می شود. دغدغه ی اصلی اش این است که اتحادیه ی اروپا او را به رسمیت بشناسد. امور مسلمین را خدا خودش اصلاح می کند و اساسا به او دخلی ندارد. در ضمن این که باید هوای دوستان اسرائیلی را نیز داشت و هر از گاهی یک مانور نظامی یا چیز دلخوش کنک دیگری را به راه انداخت.

به مشرقش. همین چند روز پیش روستاهای افغانستان بمباران شد و تعدادی از نظامیانی که لباس های محلی پوشیده بودند به در و دیوار پاشیدند. نظامیان تروریستی ، که از کودکی و بل نوزادی تروریست شده اند، آن هم به همراه مادرانشان و در آغوش آن ها. آمریکا دارد علاوه بر بازسازی افغانستان ، فرهنگ برادران افغان ما را هم می سازد ، با روش های مسیحی ، شایدم مسیحیت صهیونیسم! جهاد در راه خدا دیگر موضوعیت ندارد.

شمال ایران.کشورهای شمالی که با تجمع هزار نفری می توان یک انقلاب نارنجی یا هر رنگی که شما بخواهید ، راه انداخت. البته بدانید که آمریکا هیچ نقشی در آن ها ندارد.

به دور و بر کشورت که نگاه می کنی همه جا رد پای ابر قدرت را خواهی دید. همه چیز گواه است بر اتفاقی جدید. رسما تحدید به حمله ی نظامی می کند. خطر حمله ی اسرائیل نیز جدی است.

************

گروهک های تروریستی از گوشه و کنار دست به شیطنت می زنند و بلافاصله متواری می شوند. جاده ها را می بندند و سر بیگناهان را می برند. اعضای رده بالای سپاه در جاده ی این مملکت اتوبوسشان متوقف می شود و همه اعدام می شوند. به حکم صادره ی مجاهدان راه آزادی ایران! سرباز مملکت که برای خدمت رفته بود دیگر برنگشت. نتوانستم به چهره ی او که هنوز هم باور نمی کرد این بزدلان قرار است سرش را از تنش جدا کنند نگاه کنم. و آن دیگری که فقط گریه می کرد.

سربازان ایرانی ل�ظاتی قبل از ذب� شدن به پای ریگی

سربازان ایرانی لحظاتی قبل از ذبح شدن به پای ریگی

اگر مردی ، خواهش می کنم برای لحظه ای ، فقط یک لحظه خودت را بگذار جای او و تصور کن آن جوان ابله جندالشیطان خنجرش را به گلویت فشار می دهد واقعا دارد می برد

اگر زنی ، خودت را بگذار جای مادر آن جوان. حتی جنازه ی فرزند را هم نمی توان به او نشان داد. من چه بگویم؟!

حالا در مورد اعدام او چه می گویی؟ نظرت تفاوتی کرد؟

************

حال در این شرایط امنیت کشور در چه حال است. دستگاه امنیتی ایران تا چه حد می بایست با سیاست و زیرکی عمل کند. تا چه حد می تواند اطلاعات را به رسانه ها بدهد. گفتند کاش دولت شفاف تر عمل می کرد . مگر می شود در این شرایط شفاف بود؟ می گویند با این اعدام بهانه به دست جندالشیطان می دهید. مگر آن وقت که سر پاسدار این مرز و بوم را می بریدند و جاده را در کرمان بر مردم بی دفاع بستند و ذبحشان کردند کسی به آنها بهانه داده بود؟ از کشتن یک جنایتکار بی شرف بگذریم و حکم قصاص خدا را روی زمین بگذاریم به این دلیل که بهانه به دست آنها ندهیم. ملاک ما برای حکومت علی (ع) است. او کی از این سیاست بازی ها کرد؟ کی جنگ با معاویه را به تاخیر انداخت به دلیل این که دلسوزان به او گفتند اگر الآن جنگ را شروع کنی پایه های حکومتت ضعیف خواهد شد؟

ما می خواهیم به کجا برسیم؟

برخی از ما تا آنجا بشر دوست و روشنفکر می شویم که بیشتر به حماقت شبیه شود رفتارها و اظهارنظر هامان!

************

به تو میگویند روزنامه نگار بود. به تو می گویند عضو “جوانان صدای عدالت” بود. عدالت! چقدر خوب بوده لابد ، و چقدر عدالت طلب و آزادی خواه؟! اما نمی گویند که با گروه جندالله (بخوانید جندالشیطان) همکاری می کرده. اما نمی گویند کار سیاسی تفاوت دارد با اقدام علیه امنیت ملی کشور ، علیه امنیت و آرامش مردمت. کشور ما در معرض جنگ است. جنگی که آمریکا و اسرائیل یک طرف آن هستند و قطعا انگلیس ، فرانسه ، روسیه ، چین ، سوریه ، لبنان و کشور های خلیج نمی توانند در قبال آن بی تفاوت باشند.

در این شرایط ما در داخل ، کار رسانه های بیگانه را آسان می کنیم. فشار از داخل را به عهده ی ما بگذارید. شما بر فشارهای خارجی تمرکز کنید. طوری موضع گیری می کنیم که خوشتان بیاید. چون ما حقوق بشر را بلدیم ، چون ما روشنفکریم!

—————————————————————————

اضافات:

از این که نام این پست اینقدر ننگ آور است شرمنده ام.

مطالب مرتبط:

با مخالفت کورکورانه با اعدام مخالفم

يك وبلاگ نويس اعدام شد!

ریگی به نام ریگی!

اگر شما ميكروب‌هاي بدنتان را نكشيد، آنها شما را خواهند كشت…

در دفاع از زیباکلام و در نقد آستین پر اشک وبلاگستان

قلم چند کاره!

در مذمت تروریسم!

بخشهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دانشگاه یزد_قسمت سوّم(آخر)

ب) اشکال تراشی غیر منطقی

یک نمونه ار ایجاد یأس که من این را لازم است که عرض کنم-یعنی انصاف اقتضا می کند که انسان این ها را بگوید-اشکال تراشی های غیر منطقی است. امروز شما ملاحظه می کنید ، متأسفانه راجع به اغلب تصمیمات دستگاه اداری کشور از سوی یک عده مخالف خوان اشکال تراشی می شود. اشکال تراشی های غیر منطقی.

دولت نهم

به خصوص نسبت به دولت- حالا نسبت به رهبری یک مقدار رودربایستی هست و یک چیزهایی را ملاحظه می کنند-آزاد ، راحت و با اهانت ، مطالبی می گویند. این کارها زشت است.

این در حالی است که ، این دولت انصافا پر کار و در بعضی ار خصوصیات نمونه است .

سفرهای استانی

این که به همه ی شهر ها می روند ، این خیلی برای من مهم است، خیلی برای من جالب است. رئیس جمهور، وزیر و مدیران ارشد اجرائی کشور به شهر های مختلف می روند. این رفتن به شهرها خیلی تاثیر دارد.بعضی می گویند آقا ما گزارشها را که می خوانیم. نه ، گزراش خواندن فرق می کند با رفتن. شاید بیش از اغلب مدیرها برای من گزارش می آید. وقتی انسان میرود به یک شهری ، میرود به یک استانی ،می نشیند با یک مردمی ، می نشیند با یک مجموعه ی جوانی ، می بیند گزارشها با آنچه که واقعیت است ، تفاوت هایی دارد. انسان آنچه که می بیند و می شنود ، از گزارش خیلی با ارزش تر است. این کار را امروز دولت دارد می کند. به همه جای کشور سفر می کنند.

یک گوشه ای از این را می گیرند ، تبدیلش می کنند به نقطه ی ضعف و ایراد گرفتن. چرا در این سفر صد با مصوبه داشتید ، در حالی پنجاه تایش بیشتر قابل عمل نیست؟ خیلی خوب ، حالا پنجاه تایش عمل بشود ، این بهتر از هیچی نیست؟

ج)هوچی گری مطبوعاتی:

یکی از راه ها – که این راه سوم را هم غربی ها به شدت در این سالها دنبال کردند-میئله ی هوچی گری است، هوچی گری مطبوعاتی.

یک از همین هوچی گری ها همین مسئله ی حقوق بشر است. حالا کسانی این حرف ها را می زنند که گوانتاناموی آن ها عرق شرم بر پیشانی هر انسان با شرفی جاری می کند، امضای دستور شکنجه از سوی رئیس جمهورشان ، انسان را در مقابل حقیقت دچار شرمساری می کند.اسناد گوانتانامو را به دستور مقامات بالایشان آتش می زنند و می سوزانند،آدم هایی که اینقدر نسبت به حقوق بشر بی اعتنا هستند.

حالا از جمله جمهوری اسلامی را ، و هر دولت مخالف خودشان را در سطح دنیا متهم می کنند به این که شما نقض حقوق بشر کردید! خوب ، این مسخره نیست؟ حالا همین کار مسخره را که یک دشمنی از بیرون می کند، گاهی در داخل هم آدم می بیند متأسفانه همان را تکرار می کنند وبازتاب می دهند، همان حرف را این ها هم می زنند.

در قضیه ی زن، آنی که باید جواب بدهد ، آنی که گریبانش گیر است ، غرب است ، نه اسلام ، نه جمهموری اسلامی. آنهایی که مرزهای دو جنس را به کلی از بین بردند ، آزادی جنسی را در عمل، در زبان ، در تبلیغات ، حتی در فلسفه ترویج کردند، باید پاسخ بدهند. اینکه زن را وسیله ای برای فروش کالاهایشان قرار بدهند، مثل یک کالا ، مثل یک متاع! شما این مجلات فرنگی را نگاه کنید ، برای فروش یک متاع ، پیکر لخت یک زن را نشان می دهند! آخر اهانتی از این بالاتر برای یک زن ممکن است؟ انها باید جواب بدهند.

این هوچی گری های آن ها در مورد زن است، آن وقت راجع به زن بحث می کنند: شما حجاب را اجباری کردید. خود آن ها بی حجابی را اجباری می کنند.

دولت اصلاحات!

مسئولین دولت قبل اولی که آمدند یکی از حرف هایشان این بود که می گفتند تا قبل از آمدن دولت ما ، لوله های توپ یا گلوله ی آمریکا به سمت ایران آماده ی شلیک بود، ما آمدیم برداشته شد! پس خوب ، قبلا بوده. در همین زمان دولت قبل بود که ان کسی که خودش مجسمه ی شرارت است، ملت ایران را جزو محور شرارت معرفی کرد. این مال آن رمانی است که یک خرده هم ملاحظه ی آمریکایی ها را می کردند، بعضی ها هم از داخل گاهی اوقات چیزهایی می گفتند ک هآنها خوششان بیاید. البته شما این را بدانید که مسئولین برتر نظام ، رؤسای جمهور ما، یا مسئولین درجه یک نظام، این ها همیشه در همه ی این دوره ها مردمان با اخلاص و علاقه مند به پایه های نظام و مبانی نظام بودند.

جوانان

چیزهایی که اعتماد به نفس را ضعیف می کند باید از آن ها اجتناب شود.به خصوص نخبگان. که بعضی این ها را من گفتم. خودتان فکر کنید، رویش مطالعه کنید … شما در نشریات دانشجویی ، استاد سر کلاس ، دانشجو ها در تشکلات دانشجویی و در محیط اثرگذاری خودشان.

من می خواهم بگویم اثر گذاری دانشجویی بیش از آنچه که با مشورت دهی به مسئولین باشد، با جهت دهی به عناصر انسانی در نیروهای تحت تاثیر است. شما در خانواده تان می توانید اثر بگذارید.جوان نیرو دارد ، نشاط دارد، توانایی دارد، می تواند با پشتوانه ی همین نیروی جوانی خود اثر گذاری کند.

————————————————————————————–

پشت پرده:

کامران نجف زاده برای تهیه ی گزارش به میون افرادی رفت که بیرون از سالن، مراسم رو دنبال می کردن … تعداد زیادی از دانشجوها بلافاصله دور اون جمع شدن…کامران کچل کرده بود و به خاطرسردی هوا کلاه به سر داشت…با دیدن این صحنه چند نفری به صرافت افتادن که … ناگهان یکی از بین بچه ها کلاه کامران رو کشید پایین تا روی چشماش…اونم عصبانی شد و گفت : خیلی بی جنبه این! بعد هم بدون گزارش رفت!!!

انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی

اصلاح طلبان

عزیز! مگه قرار نبود همراه بشی؟!

افساد

مگه قرار نبود همراه بشی؟!

با مشخص شدن نتایج نهایی انتخابات مجلس هشتم ،اصلاح طلبان برای بار چهارم در همه پرسیهای اخیر با شکست سنگین مواجه شدند.اولین شکست در انتخابات مجلس هفتم ، دومی در انتخابات نهم ریاست جمهوری بود که برای مدت مدیدی آنها را به کما برد.شکست دوم در انتخابات شوراها بود،چهارمی هم با انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی رقم خورد.

بعد از هر شکست نیز چون غالبا شجاعت پذیرفتن آن در بین ایشان وجود ندارد ، زمین و زمان را مقصر جلوه می دهند و قصه ی شورای نگهبان و رد صلاحیت و … را به راه می اندازند و اصلا هم نمی گویند شاید اشکال از ما باشد و مردم ما را انتخاب نکرده اند! البته باید اضافه کرد که دبیر کل کارگزاران گفت:”انتخابات را باختیم ، خودمان را گول نزنیم” و نیز *سال گذشته “حجاریان” رسما گفت: اصلاح طلبان عرضه ی کارکردن ندارند!

این بار نیز از این قاعده مستثنی نبود و بحث “رقابت بر سر 55 کرسی” را مطرح نمودند!

اصلاح طلبان باید به دنبال این باشند که ” چگونه به مردم خدمت کنیم” و نه مانند گذشته تمام وقت خود را صرف دعواهای سیاسی کنند و دست از تخریب چهره های محبوب مردم و خدمتگذاران واقعی بردارند.

در هر صورت ” عزیزان ” سعی کردند با کسی غیر از خاتمی و کروبی همراه شوند و استفاده از خاتمی هم ، که گمان می شد با اقبال عمومی رو به رو شود، تحت عنوان “یاران خاتمی” راه به جایی نبرد.

جبهه ی متحد اصولگرایان

همت چاره ساز شد!

osolgarayan86-8-20.jpg

باید به دوستان عزیز اصولگرا گوشزد نمود که از عاقبت اصلاح طلبان عبرت بگیرید و از تمام امکانات برای پیروی از رهنمودهای رهبر و خدمت بیشتر به مردم استفاده کنند ، که در غیر این صورت فرصت ها چون ابرها در گذرند و آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.به جای اینکه مانند اصلاح طلبان درگیر بحث های روشنفکری و بی حاصل شوند به فکر نان شب مردم باشند.مردم در درجه ی اول باید از امکانات مادی مناسب بهره مند شوند تا امور معنوی شان اصلاح شود.

جبهه ی فراگیر اصولگرایان

6593_964.jpg

این انشعاب نتوانست در انتخابات موفقیت چشمگیری به دست آورد و در تهران تقریبا تمام منتخبین از جبهه ی متحد بودند. به علاوه کار شایسته ای نبود که در آخرین روزهای تبلیغات ، در جبهه ی خودی باعث تفرقه شدند. این مسائل باید در همان زمانی که گروه های 6+5 تشکیل شدند ، حل می شد. البته این نکته نیز جای تأمل دارد که ، این انشعاب زیر نظر سه نفر از شکست خورده های انتخابات نهم در مقابل احمدی نژاد ، شکل گرفته بود.

شورای نگهبان

مثل گذشته وفادار به امام و رهبر و آرمانهای انقلاب و مستحکم در تصمیم گیری.با این همه امیدواریم شورای نگهبان در آینده در بررسی صلاحیت ها دقت کافی را به عمل آورد تا دیگر نیازی به این نباشد که رهبر پیام دهند ” دایره ی صلاحیت ها را وسیع تر کنید” ،یا این و آن به چانه زنی بر سر تأیید صلاحیت بپردازند.نه تند روی کنند و نه چشم پوشی بیجا.

مردم

وظیفه شان را مثل همیشه خوب انجام دادند .

مسئولان

انشا الله مثل این چند روزه ی انتخابات دائما به فکر مردم باشند و تمام ذکر و فکرشان”مردم ” باشد.

—————————————————————————————————————————-

پس نگاری:

به امید سر بلندی ایران اسلامی ، نابودی دشمنان غیر قابل اصلاح ، اصلاح اصلاح طلبان ، موفقیت اصول گرایان در عمل به اصول و …

الهم عجل لولیک الفرج

بخشهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دانشگاه یزد-قسمت دوّم

دیدار با رهبر سه مانع اصلی در راه فرآیند اعتماد به نفس و به ثمر رسیدنش وجود دارد:

الف)یأس و تیره کردن افق

 

اول ایجاد یأس است تیره کردن افق ، به رخ کشیدن فاصله های علمی این واقعیتی است ما از لحاظ علمی امروز با دنیای پیشرفته علمی که دویست سال است دارد کار علمی می کند فاصله داریم. این فاصله ها را به رخ می کشند و می گویند ، آقا چطور می خواهید شما این ها را طی کنید؟ مگر می شود؟ جوان محقق و پژوهش گر و دانشمند ما را با این کار مأیوس می کنند. من می گویم بله می شود …

ما از دانش دیگران استفاده می گنیم و پا را یک قدم بالا می نهیم …ما می توانیم شتاب علمی مان را زیاد کنیم این فاصله را روز به روز کمتر کنیم به خصوص که امروز دنیای غرب دچار آفت های جدی است که در پنجاه سال پیش و صد سال پیش این آفت ها را نداشت. امروز آفت های اخلاقی ،آفت های جنسی، تزلزل روحیه ها در غرب خیلی شدید تر از آن روزهاست… ما یک روزی جلوتر از غرب بودیم ما دچار آفت شدیم آن ها تلاش کردند جلو افتادند.

انرژی هسته ای

در داخل کشور خودمان جنجال راه انداختند که، آقا انرژی هسته ای هزینه بدون سود است. حالا تبلیغات جهانی که این مسئله را کاملا دنبال می کرد و هنوز هم می کند. اما در داخل کشور خودمان از اولی که این مسئله هسته ای مطرح شد ، مرتبا این مطلب را گفته اند و تکرار کرده اند. حتی عده ا ی نامه نوشتند و گفتند آقا ما فیزیکدانیم این که می گویند ما توانسته ایم دستگاه های سانتریفیوژ را راه بیاندازیم اصلا واقعیت ندارد.

ببینید که چه مغالطه عجیبی است، که آقا احتیاج نداریم ، یا می گویند شما نیروگاه هستهای که نمی توانید بسازید، این اورانیم های غنی شده سه چهار درصد را برای چه می خواهید؟ باز «بحث نمی توانید»، است .

عقب نشینی در دولت قبل

این فرایند عقب نشینی، البته برای ما یک فایده ای داشت ، بی فایده نبود . این عقب نشینی ها فایده اش این بود که هم خودمان وعده ها و حرف های رقبای اروپایی و غربی را تجربه کردیم هم افکار عمومی دنیا تجربه کرد.

همین اروپایی ها که می گفتند شش ماه تعلیق کنید ، وقتی این کار را کردیم ، گفتند بایستی جمع کنید!

من همان وقت هم در جلسه ی مسئولین -که از تلویزیون پخش شد- گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه ی پی در پی ادامه بدهند ، بنده خودم وارد میدان می شوم . همین کار را هم کردم و بنده گفتم که بایستی این روند عقب نشینی متوقف شود و تبدیل شود به روند پیشروی ، و این اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب نشینی در آن انجام گرفته بود ، و همین کار هم شد.

رابطه با آمریکا

رابطه ی سیاسی با آمریکا برای ما مضر است. اولا خطر آمریکا را کم نمی کند.آمریکا به عراق حمله کرد ، در حالی که با هم رابطه ی سیاسی داشتند. ثانیا وجود رابطه برای آمریکایی ها – نه امروز، همیشه اینطور بوده- وسیله ای بوده برای نفوذ در قشرهای مستعد مزدوری در آن کشور. انگلیسی ها هم همین طور بودند.

اینها این خلا را در ایران دارند ، احتیاج به پایگاه دارند و پایگاه ندارند.این را می خواهند.احتیاج به رفت و آمد آزاد و بی دغدغه ی ماموران جاسوسی و مأموران اطلاعاتی شان وارتباطات نامشروع آنها با عناصر سفله و مزدوز دارند ، اما این را ندارند. حالا می نشینند آقایان وراجی کردن و حرف زدن و استدلال کردن که ، نبود رابطه با آمریکا برای ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه ی با آمریکا برای ما مفید است.آن روزی که رابطه ی با آمریگا برای ما مفید باشد ، اول کسی که بگوید رابطه را ایجاد بکنند ، خود بنده هستم.

می گویند: چرا جلب دشمنی آمریکا را می کنید؟ مثلا فرض کنید حالا رئیس جمهور تعبیر تندی می کند ، ناگهان آقایان به اصطلاح عقلا می گویند این تعبیر تند بود .این دشمنی آمریکایی ها را جلب می کند.نه آقا! دشمنی آمریکایی ها تابع این الفاظ و تعبیرات نیست.دشمنی ، دشمنی اصولی است.

بخشهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دانشگاه یزد-قسمت اوّل

با تأخیر نسبتا زیاد ، بخشهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دانشگاه یزد را، برای یادآوری به خود و دوستان ، در چند بخش تقدیم میکنم:

گزیده ای از سخنان رهبر انقلاب در دانشگاه یزد.

—————————————————————————————————————————-

رهبر در دانشگاه یزد

اعتماد به نفس

آنی که ما به شدت نیازمند اعتماد به نفس او هستیم ، قشر جوان ماست ، به خصوص قشر جوان اهل علم و فرزانه ،و بالقوه اداره کننده ی بخشی از آینده ی کشور.

ملت ما بر اثر انقلاب ، بر اثر دفاع مقدس و بر اثر شخصیت ویژه ی امام و بر اثر پیشرفتهای گوناگون امروز به یک نصاب قابل قبولی از اعتماد به نفس دست یافته است .بیم آن هست که در عرصه ی جنگهای روانی و تبلیغاتی و به اصطلاح جنگ نرم بین ما و دشمنانی که بسیار اصرار بر ادامه ی این نبرد دارند[اعتماد به نفس] یا خدشه پیدا کند ،یا لااقل در حدی که ملت ما به آن احتیاج دارد پیش نرود. ما در نیمه ی راهیم. من به عیان می بینم که در ذهن و زبان و عمل بسیاری از برجستگان کشورمان این اعتماد به نفس هنوز به حد نصاب لازم نرسیده است.

نقطه ی مقابل اعتماد به نفس ، خود کم بینی است. خود کم بینی در مقابل فکر یک جناحی از ملتهای عالم ، که امروز غرب مظهر آن است. خود کم بینی در مقابل فلسفه ی آنها، در مقابل علم آنها ،حتی خودکم بینی در مقابل الگوهای توسعه ی ملی آنها که آنها پیشنهاد می کنند در حالی که الگوی توسعه ی ملی ، نسبت به ملتهای مختلف ، گوناگون است.

ما یک ملتیم که قرنهای متمادی یا حداقل ده ها سال متمادی ما را خواب و غفلت زده و خمار و گیج نگه داشتند.هر کاری خواستند با ما کردند. ما حالا تازه بیدار شده ایم.ما می خواهیم دیگر تسلیم نشویم ، جرم ما این است.

دشمن

با آن همه ادعا ، با آن همه توان ، با آن همه پول ، با آن همه دستگاه دیپلماسی فوق العاده قوی و با آن ابزار های گوناگون فنی و انسانی ، نتوانستند با حزب الله مواجه شوند. اینها حزب الله را هم مرتبط با ایران می دانند ، هم پیروزی حزب الله را پیروزی جمهوری اسلامی می دانند .

در مسئله هسته ای آمریکایی ها تا همین چند ماه پیش اصرار ، اصرار که باید ایران به کلی همه فعالیت های هسته ای اش را کنار بگذارد اخیرا وضع به جایی رسیده است که گفتند ایران در همین جایی که هست توقف کند .

ما باید محاسبه راه های جدید دشمن را بکنیم . بدانیم امکانات او ، امکانات کمی نیست .من بارها گفته ام «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد» . دشمن امکانات تبلیغاتی اش با امکانات تبلیغاتی جمهوری اسلامی قابل مقایسه نیست.

من توصیه ام به جوان های عزیز این است که شرح حال سرداران شهید را بخوانند.

الگوی توسعه ایرانی الگوی توسعه بومی است ، که ما برای توسعه ی کشور به سراغ نظریات دانشمندان اروپایی نرویم .نمی گویم از علم آن ها استفاده نکنیم ، اما نسخه آن ها مال خودشان. علم آنها را یاد بگیریم اما نسخه بیماری خودمان را ، خودمان بنویسیم ، تا مورد اعتماد خودمان باشد، تا بتوانیم به آن تکیه کنیم .حالا اگر اعتماد به نفس نباشد ، می گوییم «آقا مگر ما می توانیم ؟»

واژه های مظلوم

واژه ها و کلمات برای انتقال مفاهیم ومعانی به کار برده می شوند. هر واژه ای یک بار معنایی به همراه دارد و تصوّری از دنیای واقعی را در ذهن انسان تداعی می کند.

اما چیزی که در این نوشته مدنظر است ،این است که برخی واژه ها در جامعه ی ما مورد ظلم واقع شده اند و این ظلم از آن جهت است که ، ما و شما باعث شده ایم این واژه گان ، علیرغم ظاهر زیبا و معنای حقیقی خود ، یک بار معنایی منفی را با خود حمل کنند.

به عنوان مثال:

واژه ی «عشق»، در جامعه ی ما و در جامعه ی جهانی مورد ظلم فراوان واقع شده است. تا جایی که هر هوس و هر خواسته ی شهوانی را ، عشق معنی می کنند . این عشق کجا و عشق پاک و اعتلا بخشی که در عرفان اسلامی مطرح می شود کجا؟!

دیگر واژه ، واژه ی «روشنفکر» است.

از حدود صد سال پیش در ایران این واژه را برای کسانی به کار برده اند که من هر چه تلاش کردم ، نتوانستم به خود بقبولانم که آنها واقعا فکری روشن داشته اند! یا عامل و سر سپرده ی بیگانگان بودند یا دشمن قسم خورده ی دین و متدیّن و حوزه های علمیّه ! یا در بهترین حالت ممکن به شخصی مثل «دکتر شریعتی» نسبت داده شده است.

این راهکار به ذهن متبادر می شود که ،اگر می خواهید شما را به عنوان یک «روشنفکر» بشناسند ، باید در مورد آموزه های دینی تقیّد و تعصّب از خود نشان ندهید و به اصطلاح فراتر از این مطالب بیندیشید.

سیّم واژه ، واژه ی غریب «اصلاحات» است. در هشت ، نه سال اخیر ، عده ای زیر بیرق دولت اصلاح طلب آقای خاتمی، کارهایی کردند که ، دل افساد طلبان شاد شد!

کلمه ی اصلاحات ، بسیار ماهیت زیبا و خوبی دارد ، به طوری که اگر روزی ، بخواهیم حقیقت آن را نفی کنیم، رو به فنا و نابودی خواهیم رفت. اما متأسفانه ، امروز با شنیدن این کلمه ،یک بار معنایی منفی به ذهن بسیاری از افراد منتقل می شود.

با کلمه ی اصلاحات کاری کردند که انسان از استفاده کردن از آن ابا دارد.که اگر چنین نبود ، دولت نهم را ، با افتخار ،دولت اصلاحات می نامیدیم.

اگر کمی فکر کنیم می توانیم نمونه های دیگری بیابیم. ولی چه فایده؟!

دل آدم میسوزد به حالشاننمی؟

“عاقبت خمینی در موزه است”

“عاقبت خمینی در موزه است” این تیتری بود که روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل برای مصاحبه اش با اکبر گنجی در فروردین 1379 برگزیده بود. این مصاحبه در زمان حضور گنجی در آلمان برای شرکت در اجلاس برلین گرفته شده بود و او که آن روزها از اصلی ترین چهره های روزنامه های زنجیره ای بود در آن مصاحبه تصویری غیرواقعی از امام امت به تصویر کشیده و گفته بود: “اگر فردی فهم توتالیتر  از دین را تبلیغ و ترویج کند جایش در موزه تاریخ ایدئولوژی های فلاکتبار است.” او در ادامه گفته بود امام خمینی دیگر وجود ندارد و تاکید کرده بود اندیشه امام نیز روزی به موزه خواهد رفت!

اکثریت اصلاح طلبان نه تنها به  این گفته وی  انتقاد هم نکردند، بلکه شخصیت ها و روزنامه هایی که دست به افشای این مصاحبه زده بودند را نیز تخریب کردند، تنها فردی نیز که از میان اعضای مجمع روحانیون که قرابت بیشتری با بیت امام داشت؛ مصاحبه اش در محکومیت گنجی را تحت فشار دوستان اصلاح طلب پس گرفت. این امر تا آنجا پیش رفت که حتی روزنامه صبح امروز به مدیر مسئولی سعید حجاریان، 30 فروردین ماه آن سال در یک فرار به جلو یادداشتی به چاپ رساند و خواستار محاکمه آیت الله مصباح یزدی به خاطر انتقاد از گنجی شد .اکبر گنجی خود نیز به روزنامه فتح و آفتاب امروز گفت که از کیهان به خاطر ترجمه این مصاحبه (که او منکر انجام آن نبود) شکایت خواهد کرد!

ادامه ی مطلب را از منبع آن بخوانید… 

روز ولنتاین؟!

متاسفانه در چند سال اخیر در کشور تلاشهای سازمان یافته ای در جهت تبلیغ دین مسیحیت انجام گرفته و متاسفانه تر ، اینکه تعداد زیادی از جوانان کم اطلاع در دام این تبلیغات گرفتار شده اند و در شهرهایی مانند شیراز و مشهد عده ی زیادی از دین مظلوم اسلام خارج شده و به مسیحیت گرویده اند!

متاسفانه تر تر اینکه بعضا خود ما هم در دام این تبلیغات می افتیم و متوجه عواقب آن نیستیم. به عنوان مثال در ابتدای سال جدید میلادی در برخی شهرها عده ای با لباس “بابانوئل” شیرینی و گل بین مردم پخش می کنند و ما هم گمان می کنیم اگر به یکدیگر بگوئیم “کریسمس مبارک” ، نشان از روشنفکر بودن و باز فکر کردن ماست!

یا همین روز “ولنتاین” ، چند سالی است که رواج پیدا کرده. ما اصلا به دنبال آن نیستسم که ببینیم این جشن چیست؟ مال کیست؟ از کجا آمده؟! تا روز ولنتاین نزدیک می شود فروشگاه های تهران پر می شود از هدایای رنگ و وارنگ وکوچک و بزرگ ، در بسته بندیهای زیبا و فریبنده.متاسفانه برخی از مردم برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه تمدن و فخر می دانند .جالب است بدانید ،در عربستان سعودی فروش محصولات مربوط به روز ولنتاین مانند گل رز در روزهای نزدیک به این روز، ممنوع می‌باشد و پلیس مذهبی این کشور از مغازه داران می‌خواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند.

این روز در اروپا و آمریکا روزی است که مرد ها برای معشوقه های خود هدایایی می خرند و با دادن گل رز و شکلات این روز را جشن می گیرند.

حالا در ایران هم عده ای ناقص العقل در تقلید از آنها این کار مسخره را شروع کرده اند! در این روز برای دوست دختر خود هدیه می خرند!!عشّاق

در ارشاد این عده از جهّال باید یادآور شویم در دین اسلام ، چیزی به نام “دوست از جنس مونث” مجاز شمرده نشده است و حرام بودن آن عین عبارت قرآن است.

اگر مسلمان نیستسد ،لااقل به فرهنگ ایرانی خودتان عمل کنید. حضرات ایران دوست لطف کرده اند و معادل آن را درفرهنگ ایرن جسته اند.روزی مثل،”سپندار مذگان ” ، که البته باز هم در عاقلانه بودن این رفتار جای بحث وجود دارد.

به امید روزی که به جای ما ، مسئولین به این فکرها باشند!

البته در باره ی اصل ماجرا و نحوه ی بوجود آمدن آن ، داستانها و افسانه های گوناگونی نقل کرده اند که جالبترین آن را می توانید در ادامه ی مطلب بخوانید …. ادامه مطلب »

22 بهمن

22 بهمن از دید دوربین موبایل من…

dsc00319.jpg

کارهای خودجوش یه قشنگی دیگه ای داره!

dsc00316.jpg

dsc00323.jpg

dsc00317.jpg

dsc00315.jpg

dsc00313.jpg

شعار انتخاباتی جبهه متحد اصولگرايان

“پروا مکن بشتاب همت چاره ساز است”

ناگفته های قتل های زنجیره ای

زنجیر

این ماجراها توطئه‏اى بود همش براى همین و وزارت اطلاعات را كه اینها داغون كردند، وقتى سعید حجاریان سخنرانى كرد و گفت كه ما سنگرهاى نظام را یكى بعد از دیگرى در حال فتح كردن هستیم. من آن زمان هشدار دادم، مصاحبه كردم گفتم مواظب باشید این حرف آقاى سعید حجاریان معنادار است. وزارت اطلاعات را داغون كردند و گرفتند. سپاه را كه از همان اول این‏قدر با آن برخورد كردند كه به اصطلاح خودشان، نظرشان این است كه فرماندهان را وادار به سكوت كردند. این نیروى انتظامى مانده بود. همه این نقشه‏ها هم براى این بود كه نیروى انتظامى را زیر سلطه خودشان قرار بدهند. نمى‏دانیم واقعیت دارد یا ندارد. حتى آقاى تاج‏زاده را در نظر گرفتند به عنوان فرمانده نیروى انتظامى منصوب بكنند(خنده حضار). این سه تا اصل را هیأت دولت تصویب مى‏كند و با دفتر آقا تماس مى‏گیرند كه …

متن کامل

منتظري، حسين علي

با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ، ديگر خود دانيد:
1- سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.
2- از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.
3- ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.
4- نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

متن کامل 

رجانیوز

تبرئه مصدق و جبهه ملی

سریال پدرخوانده كه بر مبنای توهم توطئه‌ی انگلیسی ساخته شده است و تلاش می‌كند تا نقش انگلیسی‌ها را بیش از آنكه واقعیت داشته برجسته كند و حتی برای شاپور ریپورتر كه یك دلال اسلحه برای شاه بود نقشی افسانه‌ای قائل شود برای اثبات نظریه خود وقایع تاریخی را كاملا تحریف می‌كند.

به عنوان نمونه نویسنده سریال در پی بزرگ‌نمایی نقش شاپور انگلیسی، حمله به منزل آیت‌الله كاشانی را به تحریك وی و اقدام شعبان جعفری نسبت می‌دهد در حالی كه شعبان از 9 اسفند 1331 تا پایان روز 28 مرداد 1332 تا پایان كودتا در زندان بسر می‌برد.

این تحریف كه بیشتر برای تبرئه مصدق و جبهه ملی صورت گرفته است علاوه بر این كه بسیار ناعادلانه و بسیار زشت است، اعتبار صدا و سیما را به عنوان بانی چنین سریال‌های تاریخی خدشه‌دار خواهد كرد

متن کامل

رجانیوز

12 بهمن 57

12bahman.jpg

——————————————————————————————————————–

بدون شرح!

gaza22.jpg

سرباز اول: خوب، ما برق و گاز را قطع کردیم ،بعد باید چیکار کنیم؟

سرباز دوم: سرها رو قطع کن!